{ جولای 3, 2009 @ 3:17 ب.ظ } · { دل نوشته } { } · { (3) دیدگاه }
گاهی اوقات آدمها تصمیم می گیرن از پله های موفقیت بالا برن.
{ ژوئن 29, 2009 @ 7:46 ق.ظ } · { دل نوشته } { } · { ۱ دیدگاه }
گاهی اوقات آدمها بالهاشون رو چک می کنند واسه یه پریدن عمیق.
شاید تا خود خدا
{ ژوئن 25, 2009 @ 7:35 ب.ظ } · { دل نوشته } { } · { (3) دیدگاه }
گاهی اوقات آدمها دوستی هاشون مثل حباب می مونه.
تا یه مدتی هست و انقدر سریع ناپدید میشه که انگار اصلن نبوده.
{ ژوئن 22, 2009 @ 4:21 ق.ظ } · { دل نوشته } { } · { ۱ دیدگاه }
گاهی اوقات آدمها کوچک و ضعیف بودن خودشون رو به وضوح می بینن.
{ ژوئن 3, 2009 @ 10:10 ق.ظ } · { دل نوشته } { } · { (2) دیدگاه }
گاهی اوقات آدمها برای رسیدن به هدف مشترک متحد می شن.
{ می 26, 2009 @ 8:53 ق.ظ } · { دل نوشته } { } · { ۱ دیدگاه }
گاهی اوقات آدمها باید صحنه های زندگی رو ثبت کنند.
{ می 22, 2009 @ 7:19 ب.ظ } · { دل نوشته } { } · { ۱ دیدگاه }
گاهی اوقات آسمان نیز سر ناسازگاری با آدمها دارد.
اما دل آدم می تونه در برابر هر ناسازگاری آروم باشه وقتی دلیل محکمی داشته باشه.
{ می 18, 2009 @ 2:53 ق.ظ } · { دل نوشته } { } · { ۱ دیدگاه }
گاهی اوقات لازمه که آدمها چشماشون رو ببندن و فکر کنن.
حالا نمیشه چشمشون رو روی همه چیز نبندند؟
{ می 12, 2009 @ 10:30 ب.ظ } · { دل نوشته } { } · { یک نظر بنویسید }
{ می 6, 2009 @ 9:03 ق.ظ } · { دل نوشته } { } · { (2) دیدگاه }
گاهی اوقات آدمها واسه تولد یه دوست خوب فقط یه شاخه گل می برن.
و با هوارتا خوشحالی می گن تولدت مبارک جودی جان.
در سال 1368 در خانواده ای در اصفهان دختری به دنیا آمد که چند روز بعد ( آیه )نام گرفت من (آیه) از همان کودکی علاقه مند به نویسندگی و نقاشی بودم که اولی را ادامه دادم ولی نقاشی را ... ادامه