آرشیو برایمی 3, 2008

نوشتن

گاهی اوقات نوشتن سخت ترین کار توی دنیا می شه ادم دلش می خواد بنویسه ولی نمی شه اصلاً قلم روی کاغذ حرکت نمی کنه به قول مامان نوک قلمم باد می کنه کاش به اندازه ی یک هزارم سه تار این قلم من شعور داشت

هر وقت دلم میگیره و سه تار رو میگیرم توو دستم خودش انقدر شعور داره می فهمه که من چی می خوام بگم اون به جای من حرف میزنه تا من فقط گریه کنم

ولی این قلم لعنتی که نمی فهمه وگرنه نمی ذاشت انقدر امشب حالم بد باشه و نتونم بنویسم