پیش تر از کارتون های قدیمی و دوران کودکی گفتیم و با یادآوریش کیفمان کوک شد؛ حالا می خواهم از کارتون جدید هورتون صدای هو می شنود بگویم. کارتون زیبا و جذابی که در یک عملیات شگفت انگیز در همان سال تولید در سیمای ایران دوبله و پخش شد، دوبله ای بسیار عالی و حرفه ای .
من واقعاً قصد تعریف کردن این انیمیشن زیبا را ندارم ولی به دلیل اینکه متن مصاحبه با دوتن از صداپیشه های این فیلم را در ادامه خواهم نوشت بالاجبار می گویم که این فیلم دارای دو شخصیت اصلی است یکی هورتون که فیلی عظیم الجثه است که برای محافظت از شهری که بر روی یک قاصدک بنا شده هر کاری می کند و دیگری شهردارهوویل، شهردار این شهر کوچک.
هورتون صدای هو می شنود (Horton Hears a Who)
کارگردان ها: جیمی هیوارد و استیو مارتینو
فیلم نامه نویس ها: کن دوریو و سینکو پاول، براساس کتابی از دکتر سئوس نویسنده ی محبوب کودکان
صداپیشه ها: جیم کری(هورتون)، استیو کارل(شهردار هوویل)، کرول برنت( کانگورو)، جویی کینگ(کیتی)
سازنده موسیقی متن: جان پاول
تدوین گر: تیم نوردکوئیست
محصول 2008، آمریکا،88 دقیقه
خوب حال به سراغ مصاحبه ها می رویم:
جیم کری: لابد آدم خوش شانسی هستم که در یک فیلم«دکتر سئوسی»ی دیگر بازی کرده ام. قبلاً«گرینچ چگونه کریسمس را دزدید»
را کار کرده بودم که هنوز هم دوستش دارم و وقتی گویندگی نقش «هورتون» را به من پیشنهاد کردند، از خوش حالی جیغ کشیدم.
اوم م م م؛ خودتان بگویید یک آدم چندبار ممکن است به جای یک فیل حرف بزند؟تازه اگر عاشق فیل ها هم باشد که دوبرابر کیف می کند. پنج سالم بود که سوار یک فیل واقعی شدم و ظرف یک دقیقه با هم دوست شدیم. خرطومش را چند باری روی صورت و دست و پاهایم مالید و من هم خرطومش را نوازش کردم. بعد شروع کرد به راه رفتن و همین طور که می رفتیم در گوشش آوازهای کودکانه ای را می خواندم که خودم عاشق شان بودم. حواسم بود که پدر و مادرم نگران هستند و فکر می کنند ممکن است از روی فیل پرت شوم پایین، اما آقا فیله مهربان تر از آن بود که آن ها خیال می کردند. این بود که سعی کردم صدای «هورتون»، مهربانی آن فیل سال های کودکی ام را داشته باشد.عاشق این هستم که یک فیل شخصی داشته باشم و وقت و بی وقت با این وسیله نقلیه زنده و باهوش به دوستانم سربزنم. چندباری هم تصمیم گرفتم که یک فیل بخرم، ولی مشکل این جا بود که پارکینگ خانه ام هم کوچک تر از آن است که فیل باهوشم را در آن پارک کنم، هم سقفش کوتاه تر از آن است که بتواند بایستد. به نظرم هیچ فیلی هم علاقه ندارد تلویزیون تماشا کند، وگرنه حتماً یکی از اتاق های خانه را بهش اختصاص می دادم. فکر می کنید شوخی می کنم؟ شما بروید فیلی پیدا کنید که از دیدن برنامه های تلویزیون حوصله اش سر نرود و اهل خوردن پاپ کرن کره ای و نوشابه باشد، آن وقت من هم می روم این فیل را می آورم در خانه ام و می نشینیم و با هم به این سریال های آبکی می خندیم ! چه قهقهه بامزه ای باید داشته باشد!

استیو کارل: خب کمی ترسیده بودم از این که باید به جای یک شهردار خجالتی حرف بزنم. تقریباً همه آن هایی که مرا می شناسند، می دانند که آدمی خجالتی نیستم. اتفاقاً همیشه از دیدن آدم های خجالتی عصبانی شده ام. برای همین هم بود که نمی دانستم می توانم از پس این نقش بربیایم یا نه. قبل از این که کار را شروع کنیم، به «جیم کری» گفتم آدم های خجالتی حرص مرا در می آورند، چون دست و پا چلفتی اند و «جیم» هم جواب داد که «خوب همینش خوب است دیگر.» و اشاره کرد که لیوانی قهوه به او بدهم. نمی دانم «جیم» کاری کرد، یا دست های من در هم پیچ خوردند که کمی قهوه ریختم روی کفش های سفیدش و او همان طور که جیغ می کشید گفت « دست و پا چلفتی، دست و پا چلفتی» حتی نگذاشت که معذرت خواهی کنم. از اتاق رفت بیرون و ده دقیقه بعد که برگشت، گفت « حالا چه حسی داری؟ باور کردی که یک دست و پا چلفتی هستی یا نه؟» شب همان روزی که صحنه آوردن لیوان های آب را گویندگی کرده بودم،(شهردار 73 فرزند دارد که یکی از شبها همه با هم آب می خواهند و شهردار 73 لیوان آب را باهم برای بچه ها می آورد)، خواب دیدم در مسابقه بزرگی شرکت کرده ام که باید نود و چند لیوان آب را چند متری پیاده ببرم و هول شده بودم، چون داور آن مسابقه «جیم کری» بود و همان طور که سوت می زد، می گفت « دست و پا چلفتی، دست و پا چلفتی» فردایش که خوابم را برای «جیم» تعریف کردم، کلی خندید و گفت «اگر بخواهی، می توانی ثابت کنی که دست و پا چلفتی نیستی. کافی ست نود و چند لیوان آب را جلوی چشم من چند متر جابه جا کنی.» بله «جیم کری» همچو آدمی است!


برگرفته از مجله شهروند امروز _شماره 46



reza گفت:
on ژوئن 5, 2008 at 11:23 ق.ظ
man ke kheili bahash hal kardam kheili ghashang bood
زهرا گفت:
on ژوئن 9, 2008 at 8:03 ق.ظ
آخی. مرسی که اینو نوشتی این فیله یکی از عشقای من بیده:)
شبستان گفت:
on ژوئن 17, 2008 at 6:47 ق.ظ
خدا بود این کارتون و دوبلش!