{ ژانویه 15, 2009 @ 11:17 ق.ظ } · { دل نوشته }
گاهی اوقات آدمها لازمه دست به دست هم بدن، تا زندگی قشنگ بشه.
on ژانویه 16, 2009 at 10:31 ب.ظ
از «قشنگ» گذشته، اینطوری زندگی رنگارنگ هم میشه؛ یعنی «تنوع» میآید وسط دعوا و نرخش را تعیین میکند و نهایتاً زندگی قابل تحملهم میشود.
اینها را باید اضافه میکردم.
on ژانویه 18, 2009 at 5:32 ب.ظ
دستتو بده به من!! زود:دی
{ خوراک RSS دیدگاههای این نوشته} · { شناسهی دنبالک }
Name (لازم)
E-mail (مورد نیاز،never displayed)
URI
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق رایانامه آگاه کن.
یه روزی از روزهای سال 68 توی اصفهان به دنیا اومد، دختری آرام ولی حساس تر از قطره های باران ادامه
محمد علی گفت:
on ژانویه 16, 2009 at 10:31 ب.ظ
از «قشنگ» گذشته، اینطوری زندگی رنگارنگ هم میشه؛ یعنی «تنوع» میآید وسط دعوا و نرخش را تعیین میکند و نهایتاً زندگی قابل تحملهم میشود.
اینها را باید اضافه میکردم.
شیما گفت:
on ژانویه 18, 2009 at 5:32 ب.ظ
دستتو بده به من!! زود:دی