Archive for اوت, 2008

گاهی

گاهی اوقات چه افکار پلیدی به سراغ آدم ها می آید.

دعا

خدا جونم می دونم که صدای منو می شنوی

همه با هم واسه ی دوست عزیزمون شیما دعا می کنیم که عمل جراحی امروزش با موفقیت انجام بشه .

همه دوسش داریم و خدا دوستی رو دوست داره پس خدا رو قسم می دیم به حق دوستی هامون.

گاهی

گاهی اوقات آدم ها باید ریزبینانه تر با مسائل برخورد کنند.

» این عکس رو خاله منیره واسم فرستاده دستش درد نکنه»

گاهی

گاهی اوقات چیز های کوچیک هم می تونه آدم ها رو بی نهایت خوشحال کنه .

گاهی

گاهی اوقات آدم ها عصبانیت خود را بروز می دهند.

گاهی

گاهی اوقات آدم ها لازم دارن کسی دستشون رو بگیره.

گاهی

گاهی اوقات راه دیگری هم برای رسیدن به هدف هست.

گاهی

گاهی اوقات آدم ها دوست دارن تنها باشن

ولی تنهایی فقط مال خداست     گاهی هم باعث مرگ آدم هاست

گاهی

گاهی اوقات بعضی آدم ها از دیگران بهرکشی می کنند.

چرا واقعاً؟

حالا که ماجرای میرنهاد (مهرنهاد) برای همه واضح شده یک سؤال هست که هی خودش رو به در و دیوار ذهنم می کوبه و اون سؤال اینه که : فعالیت مدنی و برخورد های نرم چه ارتباطی می تونه با اسلحه داشته باشه ؟

« Previous entries