Archive for سپتامبر, 2008

گاهی

گاهی اوقات آدم ها از داشتن یه کسی چقدر لذت می برن.

گاهی

گاهی اوقات نگاه بهترین و کامل ترین حرف ها رو می زنه.

گاهی اوقات آرزو می کرنم کاش می دیدمش تا مطمئن می شدم همون جوری که می گه واقعاً از من و کارام دلخور نیست، از من و حرفام نرنجیده، از من و عقایدم روی برنگردونده .

ستاره

با دست های کوچک خود راه گریه بست

تا اینکه اشک آمد و بر گونه اش نشست

آن قدر گریه کرد که افتاد روی میز

مانند یک پرنده ی کوچک دلش شکست

– این بار با ستاره و شب جمله ای بساز !

سارا اشاره کرد به آن راه دوردست

– ده سال می شود پدررفته آسمان

خانوم اجازه ! رفته ولی برنگشته است !

خانوم خنده ای زد و پرسید : دخترم !

در جمله های ناقصت اصلا ستاره هست؟

ترسیده بود نمره اش اینبار کم شود

– خانوم … شب … دومرتبه بالا گرفت دست

– خانوم اجازه؟! صبح و شب ما یکی شده

خانوم اجازه؟! خانه ی ما بی ستاره است …

خداوند

خداوند

روز اول آفتاب را آفرید

روز دوم دریا را

روز سوم صدا را

روز چهارم رنگها را

روز پنجم حیوانات را

روز ششم انسان را

روز هفتم اندیشید دیگر چه چیز را نیافریده است

سپس

تو را برای من

و من را برای تو

آفریــــــــد

امیر المؤمنین علی (علیه السلام)

آنان که علی خدای خود پندارند/کفرش به کنار عجب خدایی دارند

می خواستم واسه ی امروز یه شعر درباره ی امیرالمؤمنین بنویسم ولی یکی بهم گفت بجای شعر یه چندتا از حکمت های نهج البلاغه رو بنویسی بهتر نیست ؟ دیدم راست می گه ولی حکمتهای نهج البلاغه زیاد و متنوع ، سخت انتخاب کردن از بینشون با این حال چندتایی می نویسم

1.» قلب احمق در زبان او و زبان عاقل در قلب اوست. » ——->> حکمت 41

2.» خوابیدن با یقین، برتر از نمازگزاردن با شک و تردید است. » ——->> حکمت 97

3.» همانا خدا واجباتی را بر شما لازم شمرده، آنها را تباه نکنید، و حدودی برای شما معین فرموده، اما از آنها تجاوز نکنید، و از چیزهایی نهی فرموده، حرمت آنها را نگه دارید، و نسبت به چیزهایی سکوت فرموده، اما نه از روی فراموشی، پس خود را درباره ی آنها به رنج و زحمت دچار نسازید.» ——->> حکمت 105

4.» دوستی کردن نیمی از خردمندی است » ——->> حکمت 142

5.» آن کس که از افکار و آراء گوناگون استقبال کند، صحیح را از خطا خوب شناسد» ——->> حکمت173

6.» خدا (ایمان) را برای پاکسازی دل از شرک، و (نماز) را برای پاک بودن از کبر و خودپسندی، و (زکات) را عامل فزونی روزی، و (روزه) را برای آزمودن اخلاص بندگان، و (حج) را برای همبستگی مسلمانان، و (جهاد) را برای عزت اسلام، و (امر به معروف) را برای اصلاح توده های ناآگاه، و (نهی از منکر) را برای بازداشتن بی خردان از زشتی ها، (صله رحم) را برای فراوانی خویشاوندان، و (قصاص) را برای پاسداری از خون ها، و اجرای (حدود) را برای بزرگداشت محرمات الهی، …

و ترک (دروغ) را برای حرمت نگهداشتن راستی، و (سلام) کردن را برای امنیت از ترس ها، و (امامت) را برای سازمان یافتن کار امت، و (فرمان برداری از امام) را برای بزرگداشت مقام رهبری، واجب کرد.» ——->> حکمت 252

گاهی

گاهی اوقات نه، همیشه ادم ها به سایه ی یک دست مهربان بالای سرشان نیاز دارن.

گاهی

گاهی اوقات آدم ها زندانی می شوند. ولی این رو حس نمی کنن اگه عشقشون باهاشون باشه.

گاهی

گاهی اوقات آدم ها باید احساسشان را بروز دهند.

گاهی

گاهی اوقات آدم های برای رفتن به مهمانی بال در می آورند.